۴ سپتامبر ۲۰۲۶ – بر اساس مطالعهای که در نشریه PLOS Medicineمنتشر شده است، زنانی که به دیابت نوع ۲ (T2D) مبتلا میشوند، نسبت به مردان با احتمال بیشتری به یک وضعیت سلامت روان دچار میشوند، در حالی که مردان با احتمال بیشتری به بیماری قلبی-عروقی یا نارسایی کلیوی مبتلا میگردند.
این مطالعه مشاهدهایِ همگروهی (Cohort study) که توسط دکتر فابیولا اتو از مؤسسه سلامت جمعیت ولفسون در دانشگاه کوئین مری لندن هدایت شده، از تحلیل چندحالته[1] برای ردیابی ترتیب و زمان بروز عوارض در ۲۸,۷۲۰ فرد مبتلا به دیابت نوع ۲ استفاده کرد. این پژوهش بر پایه دادههای شبکه تحقیقاتی پیوند مراقبتهای بالینی بریتانیا انجام شده است.
در طول یک دوره پیگیری با میانه ۶.۸ سال، ۳۹٪ از شرکتکنندگان (۱۱,۱۶۱ نفر) حداقل یک رویداد سلامتی قابل توجه پس از تشخیص دیابت نوع ۲ را تجربه کردند. ۶۲٪ از این گروه را مردان تشکیل میدادند و میانه سنی آنها در زمان شروع دیابت ۵۴ سال بود. زنان معمولاً دیرتر و با میانه سنی ۵۶.۱ سال تشخیص داده شدند.
مسیرهای متفاوت بر اساس جنسیت
محققان در این مطالعه با استفاده از تشخیصهای ثبتشده در سوابق مراقبتهای اولیه و ثانویه (شامل فشار خون بالا، اضطراب/افسردگی/اختلالهای سوماتوفورم، بیماریهای قلبی-عروقی یا بیماری کلیوی مرحله نهایی)، ۱۱ وضعیت سلامتی احتمالی و ۱۹ الگوی متمایز از مسیرهای پس از شروع دیابت را شناسایی کردند.
زنان در هر سنی، نسبت به مردان احتمال بیشتری داشتند که پس از شروع دیابت نوع ۲، تشخیص سلامت روان دریافت کنند؛ که در این میان، زنان ۱۶ تا ۳۹ ساله بالاترین احتمال را در میان تمام گروهها نشان دادند. در مقابل، مردان در هر گروه سنی، احتمال بیشتری برای تشخیص CVDیا ESRDنسبت به زنان داشتند و این احتمال با افزایش سن مردان، بیشتر میشد.
زمان بروز عوارض نیز بین دو جنس متفاوت بود. بهطور کلی، زنان شروع عوارض را دیرتر از مردان تجربه کردند. فشار خون بالا، رایجترین رویداد پس از شروع دیابت نوع ۲ در تقریباً تمام گروههای سنی و هر دو جنس بود، به استثنای زنان بسیار جوان.
اختلالات سلامت روان در جوانترین سنین برای هر دو جنس ظاهر شدند (میانه سنی ۵۰ سال در زنان و ۵۱ سال در مردان). مردان در سن زودتری به تشخیص میانه CVDیا ESRDرسیدند (۶۰ سال در مقابل ۶۶ سال در زنان). همچنین زنان در مجموع از خدمات سلامت بیشتری استفاده کردند و میانگین مشاورههای پزشکی و تجویز داروهای طولانیمدت آنها در تقریباً تمامی مسیرها، بیشتر از مردان بود.
مرگومیر،و گروه با ریسک ترکیبی
در هر دو جنس، زمانی که دیابت نوع ۲ با یک وضعیت سلامت روان ترکیب میشد، مرگومیر زودتر از سایر مسیرها رخ میداد. در میان بیمارانی که ابتدا دچار وضعیت سلامت روان و سپس مرگ شدند، مردان در میانگین سنی ۶۱ سال درگذشتند؛ یعنی حدود ۹ سال جوانتر از زنانی که در توالی دیابت سپس سلامت روان و بعد مرگ، با میانگین سنی ۷۰ سال از دنیا رفتند. این شکاف زمانی، علیرغم این واقعیت پابرجا بود که زنان در این گروه، در طول یک دوره ۱۰ ساله، میانگین تجویز داروهای طولانیمدت، مشاورههای مراقبتهای اولیه و بستری شدن در بیمارستان بیشتری نسبت به مردان داشتند.
دکتر فابیولا اتو، گفت: «یکی از واضحترین سیگنالها در دادههای ما، تفاوت جنسیتی بود. زنان جوان مبتلا به دیابت نوع ۲، عوارض سلامت روان را زودتر و بیشتر از آنچه انتظار داشتیم نشان میدادند، که این امر نشان میدهد غربالگریهای روانی روتین باید در مراقبتهای استاندارد دیابت گنجانده شود. برای مردان، خطرات قلبی-عروقی و کلیوی تمایل به ظهور زودتر داشت، که این امر بر نیاز به نظارت زودهنگام و استراتژیهای قویتر برای حمایت از تعامل مردان با درمانشان در طول زمان تأکید میکند.»
نویسندگان مطالعه خاطرنشان کردند که دستورالعملهای پزشکی فعلی در بریتانیا فاقد استراتژیهای پیشگیری و مدیریت اختصاصی برای جنسیت در مورد دیابت نوع ۲ و بیماریهای همراه آن (بهویژه سلامت روان) است. آنها بهعنوان یک محدودیت هشدار دادند که طراحی توصیفی مطالعه آنها نمیتواند رابطه علت و معلولی را ثابت کند و برخی از تفاوتهای مشاهدهشده در تشخیصهای سلامت روان ممکن است بازتابدهنده تفاوت در «رفتار جستجوی سلامت» باشد تا تفاوت واقعی در میزان شیوع واقعی این شرایط.
پیامدهای این یافتهها برای پزشکان
نویسندگان خواستار گنجاندن غربالگری روتین سلامت روان در مسیرهای مراقبتی دیابت نوع ۲، در کنار نظارت زودهنگام بر بیماریهای قلبی-عروقی و کلیوی و استراتژیهای قویتر برای مشارکت در مراقبتهای سلامت برای مردان شدند.
پزشکان موقعیت مناسبی برای حمایت از هر دو جنبه دارند. یک دیدگاه در سال ۲۰۲۵ در نشریه Journal of Clinical Medicine، نقش پزشکان را در انجام غربالگریهای کوتاه سلامت روان برای شناسایی بیماران دیابتی و پیشدیابتی در معرض خطر بالای اختلالات روانی، و سپس ارجاع افراد با نتیجه مثبت به متخصصان سلامت روان، درمانگران، منابع اجتماعی یا گروههای حمایتی توصیف کرده است. این مقاله همچنین اشاره کرد که انجمن دیابت آمریکا (ADA) غربالگریهای روانی روتین برای افسردگی، اضطراب، پریشانی ناشی از دیابت (Diabetes distress) و اختلالات خوردن را در زمان تشخیص و دورههای منظم پس از آن توصیه میکند.
در بخش مربوط به سلامت قلبی-کلی، همان مقاله نقش پزشکان را در بهینهسازی درمانهای کاهنده گلوکز برای بیماران دارای بیماریهای همراه ترسیم کرد؛ از جمله اولویتبندی آگونیستهای گیرنده GLP-1یا مهارکنندههای SGLT2برای بیمارانی که دارای بیماری قلبی-عروقی، چاقی یا بیماری مزمن کلیوی هستند و همچنین تنظیم رژیمهای دارویی.
یک مرور مجزا در سال ۲۰۲۳ در نشریه Diabetologiaخاطرنشان کرد که اگرچه مردان مبتلا به دیابت نوع ۲ دارای خطر مطلق بالاتری برای مرگومیر قلبی-عروقی هستند، اما ریسک نسبی در زنان مبتلا به این بیماری بهطور قابل توجهی بیشتر است و در کارآزماییهای پیامد قلبی-عروقی، استاتینها، آسپرین و بتا-بلاکرها کمتر برای زنان نسبت به مردان تجویز شده است.
این مرور همچنین به یک مطالعه همگروهی در دانمارک اشاره کرد که نشان داد داروهای کاهنده گلوکز با خاصیت محافظ قلبی (از جمله مهارکنندههای SGLT2 و آگونیستهای گیرنده GLP-1)، در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ و بیماریهای قلبی-عروقی کمتر از مردان تجویز شدهاند. پزشکانی که رژیمهای دارویی را بازبینی میکنند، میتوانند فارغ از جنسیت بیمار، این شکافهای درمانی را شناسایی و برطرف کنند.
منبع:
https://www.drugtopics.com/view/women-men-with-type-2-diabetes-face-different-paths-to-complications